خاطرات پنهان یک دختر

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

خاطرات پنهان یک دختر

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

مینویسم که بماند ... از روزمره ام ... از چیزهایی که هیچ وقت کسی نیست که برایش بگویم

✰~✰~✰~✰~✰~✰~✰

هر چه فکر شما بزرگتر باشد، به همان اندازه بیشتر به افکار دیگران احترام می‌گذارید.

دلم براش تنگ شده

دوشنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۱۲ ب.ظ

دلم براش تنگ شده

هر لحظه بیشتر دلم تنگ میشه 

حس میکنم جدی بهش حس پیدا کردم 

و عمق فاجعه رو اونجایی متوجه شدم که چند بار از خواب که بیدار شدم اومدم صفحه گوشی رو روشن کردم دیدم عکسش رو صفحه اس ...

کاش حداقل اونم یکمی از این حس من رو درونش داشت ، کاش متقابل باشه

اون اوایل که من اصلا بهش توجه نمیکردم تا اینکه خودش ش وع کرد توجه کردن به من و زیادی حواسش بودن و همین کاراش باعث شد منم به اون توجه کنم و به مرور حس میکنم اون هیچ حسی نداره نسبت به من و این فقط منم که ...

اوج حماقت بهم دست میده وقتی با خودم میگم نکنه همش توهم دخترانه ای بیش نبوده باشه!

حالا که دانشگاه نمیرم ،نمیبینمش و دلم براش تنگ شده

خیلی زیاد ...

با خودم‌میگم یعنی ممکنه اونم دلش تنگ بشه؟ یا اصا به من فکر کرده این چند وقت؟ حالا دلتنگی پیش کش ...

من احمقانه فکر کنم دوسش دارم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۱۰/۲۳
صحرا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">